ابو القاسم سلطانى

186

دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )

موارد مصرف درمانى : از ميوه در عفونت‌هاى دستگاه ادرارى ، التهاب حلق و لوزه ، زكام ، انفلوانزا ، باد سرخ ، سل غدد لنفاوى ، كرمك و در تب نوبه به شكل جوشانده مخلوط با اكيناسه و به صورت موضعى در زرد زخم ، جرب ، آبسه ، كفگيرك ، آماس غده بناگوش و خونريزى شبكه چشم استفاده درمانى به عمل مىآيد . در طب سنتى چين براى درمان سرطان پستان به عنوان داروى كمكى مصرف مىشود . Code - 2471 توت‌فرنگى Fragaria vesca L . بوته توت‌فرنگى داراى 2 نوع ساقه است يكى نازك و ظريف ، خوابيده بر روى زمين به درازاى تا 30 سانتيمتر كه توليد ريشه‌هاى نابجا و پايه‌هاى مجزا مىكند و ديگر ساقه به ارتفاع 15 - 8 سانتيمتر ، كمى بلندتر از رأس برگ‌ها ، پوشيده از كرك و داراى 1 تا 3 برگ كه در انتها به گل ختم مىشود . برگ از ريزوم منشاء گرفته و از سه برگچه بيضى شكل ، در حاشيه دندانه‌دار ، پشت برگ پوشيده از كرك ، دمبرگ دراز و برگچه‌ها فاقد دمبرگ است . گل منظم داراى 5 كاسبرگ و 5 گلبرگ ، سفيدرنگ و مجتمع 2 تا 5 تائى ، دمگل كمى ضخيم ، كركدار ، كاسه گل پايا و از پنج قطعه سبزرنگ تشكيل شده است . نهنج گل كه تدريجا گوشت‌دار و به غلط ميوه خوانده مىشود به وسيله كاسبرگ‌ها احاطه شده است . نهنج كروى يا تخم مرغى شكل و پس از رسيدن قرمزرنگ شده و به مصرف خوراكى مىرسد و درون آن ميوه قرار دارد كه فندقه و محتوى يك دانه و ريزوم گياه استوانه‌اى شكل است . گياه در مناطق مرطوب اروپا ، روسيه ، تركيه و ايران رويش دارد . پراكندگى آن در ايران در گرگان ، جنگل گلستان ، مينودشت ، جنگل‌هاى بين چالوس و تنكابن ، لاهيجان ، گيلان ، ماسوله ، منجيل ، عمارلو ، آذربايجان ، قره‌داغ ، دامغان ، سمنان . . . . مىباشد و در نقاط مختلف پرورش داده مىشود . تاريخچه : نام جنس از واژه لاتين Fragrans به معنى معطر گرفته شده است . از اوائل قرن دوم ميلادى اين عقيده پيدا شده كه مصرف آن دوره جوانى و سنين عمر را افزايش مىدهد . تا پايان قرن هفدهم از توت‌فرنگى وحشى استفاده مىشده و در قرن هيجدهم طرز كشت آن از امريكا به اروپا منتقل شده است . در كتب قديم فارسى كه قبل از 1278 هجرى شمسى تاليف شده نامى از گياه به ميان نيامده است . در اين سال در پزشكىنامه 8 سطر ذيل عنوان توت‌فرنگى - چيلك نوشته شده و چنين آمده است " ماكول و مطبوع و ترش‌مزه مىباشد و در طب شربت آن را مانند مبرّدات استعمال مىكنند و ريشه آن مركب است از طبقاتى كه . . . . فى الجمله قابض و مطبوخ 30 گرم آن را در 1000 گرم آب مانند مفتحات و مدرات استعمال مىكنند و اين مطبوخ داراى رنگ قرمز قشنگى است كه آهن را سياه مىكند و دم‌كرده برگ‌هاى جوان را جهت تحريك ترشح بول معمول مىدارند " ( 1 * ) .